مرکز فرهنگی هنری شهید اصغر صمدی

      

روز بزرگ

سلام بچه های عزیزم، حالتون چطوره؟ می بینم که همتون خندونید و گل لبخند روی لباتون نشسته. راستی مبارکه. می پرسید چی مبارکه. خوب امروز یه روز بزرگه. امروز شروع هفته کتابِ. آره بچه ها می شه. چرا نمی شه. به کتاب ها هم می شه تبریک گفت. همین که شما برید کتاب های قشنگ و رنگ و وارنگتون که توش یه عالمه شعر و قصه قشنگ نوشته شده رو بردارید و با خوندن یا شنیدن اونا، حرفای خوب و کارای خوب یاد بگیرید به کتاباتون این روز رو تبریک گفتید. من می دونم که اونا هم خیلی خیلی خوشحال می شن. می گید نه، امتحان کنید،ولی یادتون باشه که باید به چیزهایی که توی کتابا نوشته، خوب توجه کنید. باشه. بسیار خوب. من این روز رو به همه شما بچه های خوب و به کتابای قشنگتون تبریک می گم.


دوست خوب

بچه ها، امروز یکی از دوستای صمیمی خودم رو آوردم این جا تا به شما معرفی کنم. حتما می پرسید پس دوستم کجاست؟ نه خجالتی نیست. بیا تو. بیا تو. بله بچه ها معرفی می کنم، دوست خوب و مهربونم کتاب. بچه ها، ما دو تا همیشه باهمیم. دوست من کتاب هیچ وقت منو تنها نمی ذاره. درسته کتاب؟ اون خیلی به من کمک می کنه بچه ها. مثلاً اون به من یاد داد که وقتی به سن تکلیف رسیدم، باید نماز بخونم و روزه بگیرم. منم هیچ وقت اونو تنها نمی ذارم. ببینید چه لباس های تمیزی براش خریدم. دوستای کوچولوی من، شما هم می تونید با کتاب دوست بشید؛ دوستای صمیمی. کتاب به شما هم کمک زیادی می کنه، امتحان کنید.


بهترین هدیه

بچه ها، بهترین هدیه ای که تاحالا گرفتید چی بوده؟ ساعت. خوبْ دیگه. یه کیف قشنگ. خوبه اینا هدیه های قشنگیه. ولی بچه ها نمی دونم خبردار شدید یا نه. دیروز جشن تولد محمد بود. محمد یه بچه کوچولوی خوب مثل شماست. اون دیروز یه عالمه هدیه گیرش اومد. اما بچه ها. پدر بزرگ و مادر بزرگ محمد، هدیه ای به اون دادن که او با دیدنش خیلی خوشحال شد. می تونید حدس بزنید اون چه هدیه ای بود؟ خوب من خودم می گم. پدربزرگ و مادربزرگ برای محمد یه کتاب خیلی قشنگ هدیه آورده بودن. بزارید فکر کنم اسمش چی بود. آها. کتاب داستان زندگی حضرت محمد صلی الله علیه و آله . چه کتاب خوبی. امروز هم که روز کتاب و کتاب خونیه، شما می تونید به دوستاتون کتاب های خوبی هدیه بدید و اونارو خوشحال کنید. پس تا دیر نشده، بجنبید.


کتاب های پاکیزه

ای وای. ای وای. شما هم می بینید یعنی این کتاب مال کیه؟ بیچاره این کتاب از بس که خاک روش نشسته و کثیف شده، دیگه نمی تونه نفس بکشه. آخه بچه ها آدم هم اگه این همه خاک روی سر و بدنش بشینه، مریض می شه. این اصلاً کار درستی نیست. شما که از کتاب هاتون خوب نگهداری می کنید. آره بچه ها؟ امیدوارم همین طور باشه. اگر کتابامونو جلد بگیریم و اونارو تمیز و پاکیزه نگه داری کنیم، هیچ وقت به این حال و روز نمی افتن. حالا که قراره با کتاب دوست باشیم و ازش چیزهای زیادی یاد بگیریم، در عوض باید اونو تمیز نگه داریم تا همیشه بتونیم از کتابامون خوب خوب استفاده کنیم.


کتاب خوانی

بچه ها، آروم. نکنه یه وقت سر و صدا کنید. آخه زینب کوچولو اون گوشه نشسته و داره کتاب می خونه. می بینید چقدر با دقت داره کتاب می خونه. بچه های خوبم، وقتی جایی هستید که یک نفر داره مطالعه می کنه، نباید سر و صدا کنید. برای همین توی کتاب خونه ها نوشته شده «لطفا سکوت رو رعایت کنید». می دونید چرا بچه های خوبم؟ دلیلش اینه که آدم برای این که یه مطلب رو خوب خوب بفهمه، باید حواسش جمع باشه. شما هم اگر خواستید کتابی رو مطالعه کنید، حتما یه جای آروم ساکت رو برای خوندن اون کتاب انتخاب کنید.


یک معلم

بچه ها، اگه می خواید حرفای خوب خوب یاد بگیرید و اگه می خواید، یاد بگیرید که چه جور بتونید کارهای زیادی انجام بدید، باید سراغ کتاب برید. آره همین کتاب هایی که دورو بر شماست، می تونن بهتون کمک کنن. مثلاً ببینید بچه ها یکی از این کتاب ها، کتاب عزیز ما مسلمونا قرآنه. خدای مهربون توی این کتاب بزرگ، کارها و حرف های خیلی خوبی رو به ما یاد داده تا با انجام دادن اون کارها، بتونیم آدمای خوبی باشیم. می دونم که پدرو مادرای خوبتون حتما به شما چند سوره از قرآن رو یاد دادن. هر کتاب خوبی که خوندید، سعی کنید کارهای خوبواز اون یاد بگیرید و برای اینْ باید اون کتاب رو با دقت بخونید. بچه ها قرآن رو هم باید با دقت بخونید تا بتونید به دستورهای خدا عمل کنید تا بچه های خوبی برای پدرو مادرا و بنده خوبی برای خدا باشید.
خانه کتاب ها

تا حالا به کتاب خونه ها سرزدید. کتاب خونه جاییه که کتاب های اون جارو خیلی مرتب و منظم نگهداری می کنن. ممکنه شما هم توی خونه هاتون کتاب خونه داشته باشید. می دونید پدربزرگ من چی می گه بچه ها. کتابا چیزای با ارزشی اَن اگر از اونا خوب نگهداری نکنیم، خیلی زود از بین می رن. اون هر روز با دستمال کوچکشْ کتاب خونشو تمیز می کنه تا کتابا تمیز تمیز باشن. بچه های خوب، چطوره اگه شما هم توی خونه کتاب خونه ای دارید، امروز که روز کتاب وکتاب خونیه، پاشید و کتابارو گردگیری کنید. حتما کتابا خیلی خوشحال می شن. شما این جوری فکر نمی کنید.


کتاب خوان های بزرگ

ببینم بچه ها، می دونید چه کسایی بیش تر از همه با کتاب سر و کار دارن؟ آره درسته. دانش آموزها. دیگه؟ دیگه. آقا معلم ها، درسته بچه ها. اما آدم های دیگه ای هم هستن که بیش تر وقتشون رو در حال کتاب خوندن هستن. اونا کتاب های زیادی می خونن، خیلی زیاد. آخه باید چیزای خیلی زیادی یاد بگیرن. کسایی مثل دانشمندا. شما هم بچه های خوب، اگر دوست دارید چیزای زیادی یاد بگیرید، باید از همین حالا شروع کنید به کتاب خوندن تا عادت کنید. اون وقت کتاب می شه دوست همیشگی شما؛ یه دوست صمیمی که هیچ وقت از شما جدا نمی شه. ببینم بچه ها، شما که بدتون نمی یاد یه دوست صمیمی صمیمی داشته باشید.


نویسنده بزرگ

اگه از شما بچه های خوب بپرسن، می خواید چه کاره بشید، چی جواب می دید؟ خوب یکی می گه دکتر. یکی می گه معلم.ها؟ احمد چی می گه؟ آها بچه ها، احمد می خواد خلبان بشه. ولی سمیه خانوم یه چیز دیگه گفت. بچه ها، اون می خواد نویسنده بشه؛ یه نویسنده بزرگ. سمیه کوچولو می خواد کتابای خیلی قشنگ بنویسه؛ داستان، شعر. می دونید بچه ها، نویسنده ها آدم های زحمت کشی هستن. اونا خیلی زیاد فکر می کنن، هی فکر می کنن و فکر می کنن تا بتونن یه چیز خوب بنویسن و به شما کارهای خوب و حرف های خوبی یاد بدن، ولی سمیه خانوم! اگر شما می خوای نویسنده خوبی بشی، باید خیلی زیاد کتاب های خوب خوب بخونی. ما هم آرزو می کنیم که سمیه خانوم یه نویسنده خوب بشه و یه روزی مثل امروز که روز کتاب و کتاب خونیه، کتاب های خوبشو برای ما و همه بچه های خوب بخونه امیدوارم.
خرید کتاب

بچه ها، شما با پولای تو قلّکتون چیکار می کنید؟ بعضی ها همه پولشونو خوردنی می خرن. بعضی بچه ها هم اسباب بازی و از این جور چیزها. می دونید چرا اینو می پرسم؟ آخه وقتی داشتم می اومدم این جا، یه آقا پسر خیلی مرتبی رو دیدم که تعداد زیادی کتاب تو دستش بود. رفتم پیشش و بهش گفتم: آقا پسر، این کتابا رو از کجا آوردی؟ اون گفت: خریدم. با پولای خودم خریدم و می خوام توی تعطیلات تابستون همشو بخونم و چیزای زیادی یاد بگیرم. بچه ها کتاباشم نشونم داد. داستان زندگی پیامبران و امامان، داستان راستان، قصه، شعر و یه عالمه کتاب دیگه. شما هم می تونید با پول قلک هاتون، هر ماه یک کتاب تازه به کتاب خانه کوچک خودتون اضافه کنید.


http://zibasazweb.persiangig.com/weblog/ax/7.gif

بمناسبت هفته کتاب نمایشگاهی از محصولات فرهنگی و کتاب مرکز ورزقان برگزار گردید و اعضاء دانش آموزان ابتدائی و راهنمائی ضمن بازدید از نمایشگاه از آن نیز خرید نمودند.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

ورزقان

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آذر 1389ساعت 19:53  توسط نجفی مسئول کانون ورزقان  |